افتضاحی دیگر برای بنسلمان در جنگ یمن(نگاه)
سیدمحمد امینآبادی
جنگ یمن 6 فروردین 1394 از سوی «محمد بنسلمان» وزیر دفاع وقت و ولیعهد کنونی عربستان آغاز شد. دولت سعودی همزمان با آغاز جنگ چند هدف را برای آغاز این تجاوز نظامی به خاک یمن اعلام کرد، اول؛ عربستان و ائتلاف تحت امر آن بنا به درخواست «منصور هادی» رئیسجمهور مستعفی و متواری یمن تصمیم به مقابله با حوثیها و بازگرداندن رئیسجمهور قانونی!! یمن به قدرت گرفتهاند. دوم؛ «هدف از حمله، نجات مردم یمن از دست گروه انصارالله است». سوم؛ هدف از حمله، تامین ثبات و امنیت در مرزهای جنوبی عربستان است که توسط انصارالله به مخاطره افتاده است. چهارم؛ یمن به اشغال نظامی ایران!! درآمده و ائتلاف تحت رهبری عربستان مجبور به مداخله نظامی شده است. در همان زمان نیز بسیاری از کارشناسان اعلام کردند که عربستان از این لشکرکشی اهداف دیگری را دنبال میکند و ترکیبی از تحولات داخلی، شکستهای منطقهای عربستان و جاهطلبیهای شخصی محمد بنسلمان را دلیل شروع این جنگ عنوان کردند.«محمد بنسلمان» در همان آغاز جنگ قول داد که ظرف دو هفته کار انصارالله را یکسره کرده و جنگ را به پایان برساند. جنگی که دوهفتهای قرار بود با نابودی انصارالله تمام شود حالا بهگونهای دیگر رو به اتمام است. آمریکا، اروپا و اعراب پشت عربستان را خالی کرده و حاضر نیستند شریک شکست فضاحتبار بنسلمان در این جنگ باشند؛ هرچند آنها شریک همه جنایتهای سعودیها در کشتار دهها هزار زن و کودک و پیر و جوان یمنی هستند و نمیتوانند شراکت خود در این جنایت را انکار کنند. «منصورهادی» نیز که قرار بود توسط عربستان به صنعا بازگردانده شود به اشاره سعودیها کنار رفته است و آلسعود مجبور شدهاند نهتنها اقتدار انقلابیون یمنی را بپذیرند بلکه براساس گزارشها مجبور شدهاند از جنبش انصارالله برای امنیت عربستان تضمین نیز بخواهند. روزنامه «الاخبار» لبنان در همین زمینه به نقل از منابع خود نوشته است: «بهدنبال تهدیدها و هشدارهای دولت یمن و جنبش انصارالله یمن، محمد بنسلمان، ولیعهد سعودی خطاب به انصارالله گفته است که یمن مال شما ولی برای ما تضمین امنیتی مبنی بر عدم عملیات و حمله بدهید و نیروهای سعودی یمن را ترک کنند.» روزنامه مذکور به نقل از منابع مربوط در صنعا نوشت که «همزمان با پیامهای واضح عبدالملک الحوثی، رهبر انقلاب یمن، به نیروهای نظامی مربوط، دستورات لازم برای آمادگی کامل نیز داده شد. این منابع گفتند که برخی از تحرکات در چارچوب این آمادگی بوده است که عامدانه به نمایش گذاشته شد تا از سوی دشمن رصد شود و بداند که ما جدی هستیم و تهدیدات توخالی نمیکنیم. این منابع همچنین تأکید کردند که اینبار اگر پاسخ راضیکنندهای به خواستههای انسانی دولت نجات ملی داده نشود و در نتیجه آن، مسائل به سمت تنش پیش برود، در این صورت، نبرد منحصربهفردی شکل خواهد گرفت و همه میادین و عرصهها را از جمله دریای سرخ، بابالمندب و شرکت ملی نفت عربستان سعودی (آرامکو) و عمق خاک امارات متحده شامل خواهد شد.» براساس این گزارش، منابع یمنی مذکور گفتهاند که «دولت نجات ملی یمن چهار عنوان شرط مورد مطالبه اصلی از ریاض داشته است که سعودیها موافقت اولیه خود را با این چهار مطالبه اعلام کردهاند. این شروط عبارتاند از: لغو محاصره یمن، عدم مداخله در امور داخلی این کشور، پرداخت غرامت و خروج از یمن. به گفته این منابع، عربستان سعودی در مقابل نیز خواستار تضمینهایی شده است مبنی بر اینکه یمن تهدیدی برای عربستان و امنیت این کشور نشود.» در واقع 8 سال جنگ در یمن دستاوردی غیر از شکست نظامی، سیاسی، اقتصادی و البته اخلاقی برای سعودیها به همراه نداشته است و سعودیها درنهایت و بعد از ویران کردن یک کشور و کشتار هزاران زن و کودک و پیر و جوان یمنی به این نتیجه رسیدهاند که نهتنها نمیتوانند در جنگ به پیروزی برسند. بلکه ادامه آن نیز ممکن است با حملات ویرانگر موشکی و پهپادی انصارالله به عمق خاک عربستان نتایج ویرانگری برای آلسعود به همراه داشته باشد و لذا بهدنبال تضمین امنیتی برای عربستان هستند. از آنجا که در صحنه میدانی، عربستان به هیچ وجه دست برتر را ندارد و این مجاهدان یمنی هستند که تعیینکننده معادله میباشند سعودیها هرگز نباید انتظار داشته باشند که در صحنه سیاسی امتیاز قابل توجهی در مذاکرات آتشبس به دست بیاورند. از سوی دیگر تاریخ مصرف بازی با گزینه آتشبس برای تداوم غارت نفت یمن نیز گذشته است و دولت انقلابی یمن به صراحت تهدید کرده است که همه کشتیهای تجاری را که بهدنبال انتقال نفت یمن از بنادر این کشور هستند هدف قرار خواهد داد. لذا عربستان اینبار واقعاً راهی برای خروج از این بنبست خودساخته غیر از خروج از یمن و پذیرش واقعیت میدانی صحنه را ندارد. اما این پایان ماجرا نخواهد بود. پایان جنگ یمن آغازی برای تولد یک بازیگر قدرتمند منطقهای به نام انصارالله خواهد بود. این مجاهدین سلحشور یمنی در کنار سایر انقلابیون به بازیگر قدرتمند منطقه تبدیل خواهند شد و در تحولات سالهای آینده منطقه قطعاً نام یمن و مجاهدان مظلوم و مقتدر آن، که در طول 8 سال پوزه همه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای را یکجا به خاک مالیدند، بیش از پیش شنیده خواهد شد.